السيد جعفر السجادي

245

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

هيولا است و از اين‌رو است كه به دنبال امرى مىگردد كه هم حركت مستند به آن باشد و هم حافظ تشخص اشياء باشد يعنى آن چيزى كه به وسيله آن اين همانى اشخاص و انواع محفوظ است و سبب مىشود كه انسان ديروز انسان امروز هم باشد و لاجرم قايل به وجود امرى ديگر ما فوق ماده و صورت جسميه شده است و آن را طبيعت ناميده است كه بالذات تجدد است و در تجددش استمرار و ثبات دارد . رتق - رتق در مقابل فتق است رتق و فتق به معنى حل و عقد است . و به وجهى به معنى لف و نشر است . صدرا گويد رتق اشارت به وحدت حقيقيه و وجود واحد بسيط است . و فتق مرتبت تفصيل وجود واحد بسيط است و مرتبت اسما و صفات و افعال است . « 1 » رحمت واسعه - ملا صدرا مىگويد صادر از خداوند در همهء امور ، بازگشت به خير و رحمت و هدايت مىكند و غضب ، انتقام و ضلالت امور عارضه‌اند كه دوام ندارند و صادر از حق نمىباشند و مال همهء خلق و آفريدهء خداوند به رحمت واسعه حق است ، ملا صدرا در اين باب يعنى اين‌كه صادر از ذات حق به جز خير و رحمت نيست از سخنان ابن‌عربى شواهدى آورده‌اند . « 2 » لما سبق من ان الصادر من الحق تعالى فى كل شىء هو خير و رحمة و هداية ، و الغضب و الانتقام و الضلال امور عارضة لا يدوم ، فمال الكل الى الرحمة الواسعة . قال صاحب الفتوحات المكية فى الباب الرابع و الثمانين منه فى تقوى اللَّه : اعلموا اخواننا زاد اللَّه بصائركم ، انه لما امتن اللَّه علينا بالاسم الرحمن ، فاخرجنا من الشر الذى هو العدم الى الخير الذى هو الوجود ، و انعم علينا نعمة الوجود فقال : اولا يذكر الانسان انا خلقناه من قبل و لم يك شيئا ، فما تولانا منه ابتداء الا الرحمة ، و لهذا قال : ان رحمتى سبقت غضبى ، فلما نفذ حكم الرحمة بالايجاد ، فالانتقام حكم عارض ، و العوارض لا ثبات لها ، فان الوجود يصحبنا ، فمآلنا الى الرحمة و حكمها ، و هى من المقامات المستصحبة فى الدنيا و الاخرة . رسل اللَّه - ملك ، الهام ، نبىّ ، قرآن ، رسولان خدايند به سوى بندگان هوا ، نفس ، وسوسه رسولان شيطان‌اند بر بندگان طاغوت . « 3 » رطوبت - يكى از كيفيات محسوسهء ملموسه رطوبت است و رطب عبارت از چيزى است كه طباع او را مانعى از قبول اشكال غريبه و ترك آن‌ها نباشد و يا بس عبارت از چيزى است كه در طبايع آن عايقى است كه مانع قبول و ترك اشكال است . و بعضى گويند رطوبت جسم عبارت از بودن آن است به نحوى كه ملتصق شود به بما پلامسه . « 4 » رعد و برق - اين اصطلاح مأخوذ از قرآن مجيد است « أَوْ كَصَيِّبٍ مِنَ السَّماءِ فِيهِ ظُلُماتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ » ملا صدرا در تفسير سوره بقره رعد و برق و صواعق را كنايه از تكاليف شاقه دانسته است پاره‌اى را از باب اعمال و پاره‌اى را از باب اعتقادات ، ملا صدرا گويد منظور از برق در

--> ( 1 ) اسفار ، ج 4 ، ص 75 . ( 2 ) مفاتيح الغيب ، ص 206 . ( 3 ) همان ، ص 169 . ( 4 ) همان .